فاطمه مهلبان پیرمردی با متن مازندرانی و ترجمه فارسی

loading...

پير مردی ته همدم پير زنا
ای پیرمرد ، پیرزن همدم و همصحبت توست

ناله سر دونه شندی بيه ميچكا
روی ایوان دانه گندم میریزی تا گنجشک بیاید

ته سر پيش كرك و طلای ونگ وا
صدای مرغ و خروس از حیاط خونت میاد

ته دست بزوئه پينه پيرمردی
دستانت پینه زده ای پیرمرد

ته سرنوشت همينه پير مردی
سرنوشتت همین بوده ای پیرمرد

با هيچكس نارني كينه پيرمردی
از کسی کینه ای به دل نداری ای پیرمرد

بخاري رِ تش هاكن با لَلِه وا
بخاری را با نی روشن کن

مهمون كله سی تا سِ پشت گوگزا
مهمون ها زیادی در بالا خانه نشسته اند. ( بالاتر از بخاری هیزمی)

نهار لفتی كاكِ نيم دونه پلا
ناهار برنج نیم دانه در دیگ کوچکی است .

پير آدم رو بونه سرد پيرمردی
آدم پیر سردش میشود ای پیرمرد

وچه زائون بَوون گد پير مردی
نوه ها بزرگ میشوند ای پیرمرد

تره هاكنن خدمت پيرمردی
بهت خدمت میکنند ای پیرمرد

حاجي و كبلائی بوو جان پر
پدر جان حاجی و کربلایی بشی

وچون جا راضی بَوو جان پر
پدر جان از بچه ها راضی بشه

با ته دعا وچون خِرنه نونسه
بادعای تو فرزندان غذای کافی دارند

ته وچون غريب جا پيرمردی
بچه هایت در غربت زندگی میکنند

ته همدم پير زنا پيرمردی
پیرزن همدم و هم صحبت توست ای پیرمرد

پیرمردی
فاطمه مهلبان
شعر و آهنگ: کرم علی فلاح نژاد
تکست: مهدی امیری
Parsnews Austria
iranian infotainment
پایگاه اطلاع رسانی و سرگرمی
فارسی زبانان در همه کشور ها

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Copiing not allowed