سلام چطورین؟

گپ های خودمونی با مدیر سایت !

 

 

خب دوستان, دیگه حوصله اینکه, هر روز ساعت ها دنبال مطلب بگردم و بیام اینجا بزارم که چند نفری بخونن و برن ندارم, از این نظر این مطلب رو شروع میکنم و هر روز میام باهاتون درد دل میکنم, حالا اگر چیز جالبی هم جایی دیدم, اونم واستون میزارم اما دیگه خودمو مقید نمیکنم که حتما هر روز چند تا نوشته ردیف کنم که شما بیاین بخونین و خوشتون بیاد یام اینکه نیاد, به هر حال من که نه همکاری و نه بقول اینجایی ها, فید بکی از شما ها تا حالا ندیدم , ولی خب, یک جورایی هم معتاد شدم به همین وقت گذاشتن و آپدیت کردن همه روزه و همه ساعته این سایت!
در این مطلب, صحبت هامو در قسمت کامنت ها میزارم چونکه حرف های طولانی نمیخوام بزنم, وقتی که تعدادشون خیلی زیاد شد, قدیمی تر ها رو پاک میکنم که خیلی طولانی نشه, شاید هم , تبدیلش کنم به صحبت های مدیر ۱ و ۲ و ۳…. و به این صورت.
شما عزیزان هم میتونین در همین نوشته در رابطه با چیزایی که من مینویسم, اگر فرمایشی به نظرتون رسید, با من و دیگران در میان بزارین,
البته ما قبلا هم همچین بخشی داشتیم که نمیدونم چرا ولش کردیم, شاید بخاطر هک شدن سایتمون بود که دیگه بعدا نتونستیم ادامه بدیم, به هر حال من سعی میکنم که از طریق این نوشته رابطه نزدیکتری با بازدید کنندگان سایت داشته باشم, بریم ببینیم چی میشه:

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. Mehdi Amiri مدیر سایت گفت:

    خوب, اولین چیزی که میخوام بنویسم, در باره فیلم Tehran Tabu هستش, من دیشب این فیلم رو تماشا کردم, نمیدونین چقدر خوشحال شدم وقتی که تموم شد!
    فیلمی ناراحت کننده, پر از مشکلات, اعصاب خورد کن, من از دید سینمایی و این حرفا نمیگم, من اصلا این حرفا حالم نیست اما تعریف این فیلم رو خیلی شنیده بودم , ولی غیر از یک مشت موضوعات ناراحت کننده تکراری و حرف های رکیک هیچی توش نبود!
    مشکلاتی که همه ما میدونیم در کشورمون وجود داره و به این سادگی ها هم قابل حل نیست, خیلی چیزا باید عوض شه, خیلی چیزای اساسی دوستان که اون هم به این سادگی ها اتفاق نمیوفته!
    نمیدونم چرا این فیلم اینقدر حالمو بد کرد, شاید هم بخاطر همین که میدونم این مشکلات رو داریم و نمیشه هم یک روزه دو روزه حل کرد!

  2. Mehdi Amiri مدیر سایت گفت:

    جالبه دوستان که ما ایرانی ها, البته اوناییمون که در خارج از کشور زندگی میکنن, من با رفتار هموطنان در داخل کشور, آشنایی چندونی ندارم, اما اینجا, تو همین شهری که ما زندگی میکنیم که وین, پایتخت اتریشه, به مناسبت شغلی که موبایل فروشی داشتم از یک طرف و همین سایت های اینترنتی از طرف دیگه , خیلی با هموطنان در ارتباط بودم و رفتار اشخاص بسیاری رو از مرد و زن و پیر و جوون ملاحظه کردم , ما, منتظریم که یکی دست به یک کاری بزنه, مام فوری همون کار رو بکنیم, حالا این کار میتونه, گردش رفتن باشه, رستوران رفتن باشه, کنسرت رفتن باشه, دنباله روی از کسی باشه, سیاسی یا اجتماعی یا هر چیزی و از همه مهمتر , شغلی, یعنی, اگه دیدیم یکی رستوران باز کرد, همه میریم تو کار رستوران, اگه موبایل فروشی باز کرد, فورا میخوایم بدونیم چه جوری میشه, تلفن فروشی باز کرد, اگه یکی رفت پرستار شد, یکدفه, نصف بیشتر خانوما میخوان پرستار شن!
    الان هموطنان, همه افتادن تو خط, فروشگاه ایرانی باز کردن, چهار تا شیشه خیار شور و شش تا قوطی کنسرو قورمه سبزی, پنج شش جور بسته سبزی خشک و میشنن تو مغازه و میخوان ماهی ۳-۴ هزار یورو هم در بیارن, هیچ ایده ای هم ندارن, تنها هنرشون در اینه که اگه فروشگاه های ایرانی دیگه برنج ۵ کیلویی رو میدن, ۱۳ و ۹۰, اینا بدن ۱۳ و۸۰ ! ۳ روز دیگه, یکی دیگه باز میشه , و اون میده ۱۳ و ۷۰ و همینجوری ادامه پیدا میکنه, جالبیش اینه که بعد از یکی دو ماه هم شروع میکنن به نالیدن از اینکه دست زیاد شده و یادشون میره که خودشونم هنوز ۶ ماه نیست باز کردن و یکی از دست های زیاد, خود اینا هستن.
    خلاصه دوستان, الان تو مناطقی از وین, فروشگاه ایرانی باز شده که فکر کنم, جمعا, ۴۰ تا ایرانی اونجا زندگی نمیکنن!
    هر روز هم که ما صبح میریم تو اینترنت, میبینیم یکی جدید اضافه شده, همینجوری پیش بره, تا آخر سال, تعداد مغازه های ایرانی از تعداد ایرانی های مقیم اتریش بیشتر میشه!
    اشکال کار هم اینجاست که از فروشگاه های ایرانی, فقط ایرانی ها (اونم نه همشون) خرید میکنن, چونکه, هیچکدوم از این صاحبان فروشگاه ها, حاضر نیستن که یک شاهی خرج کنن و سرمایه گذاری کنن, برنامه بریزن, جشنی بگیرن, دعوتی کنن از اتریشی ها و ملت های دیگه و سعی کنن اونا رو با جنس های ایرانی آشنا کنن, آخه, اتریشی ها, میرن, یونان, ترکیه, کشور های عربی, چین … و کشور های دیگه برای مسافرت تعطیلات و با خورد و خوراک و جنس این کشور ها تا حدی آشنا میشن اما از جنسهای ایرانی, غیر از فرش و قاب عکس و پوست های چرمی که تو رستوران های ایرانی به در و دیوار میزنن که جلو سوراخی رو بگیرن, هیچی ندیدن, یارو از کجا بدونه, سبزی کوکو چیه, کلوچه لاهیجان تا حالا نخورده , تخمه کدو و هندونه و آفتابگردون هم که نمیخورن, پس بیان چی از ایرانی ها بگیرن, خیار شور یک و یک؟ یا مایونز مهرام , عرق چل گیاه ؟!
    خلاصه دوستان, داستانی داریم ما با این فروشگاه های ایرانی, اینقدر زیاد شدن که من دیگه تو قسمت نیازمندیهای ایرانیان مقیم اتریش که تو همین سایت داریم, اسمشونو اضافه نمیکنم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Copiing not allowed