محمد اصفهانی شکایت هجران با متن

شکایت هجران:

زین گونه‌ام كه در غم غربت شكیب نیست
گر سر كنم شكایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه‌ام ببخش
كز جان شكیب هست و ز جانان شكیب نیست

گم گشته‌ی دیار محبت كجا رود؟
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم كه یار به حالم نظر نكرد
ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست

در كار عشق او كه جهانیش مدعی است
این شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست

جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت
و این بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست

گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام
كاین سوز دل به نـاله‌ی هر عندلیب نیست

شاعر:هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Copiing not allowed