نامه‌ای از رییس فدراسیون والیبال به ملت ایران

mohammad reza davarzani محمدرضا داورزني

 

به نام خدا

از همان روزهای آمدنم به والیبال این چنین لحظه هایی را می دیدم و باور داشتم. این که

روزی برسد که والیبال مان این قدر قد بلند شود که بتواند به عنوان تنها رشته ی تیمی در لیگ جهانی و قهرمانی جهان خودی نشان دهد و قهرمانی آسیا برای مردم ایران کم جلوه کند و حالا هم خودش را به المپیک برساند. تازه نیم نگاهی هم به سکوی پر ارزش المپیک بیندازد؛ آن هم در نخستین حضور! روزهاست والیبال بخشی از دلخوشی مردم ایران شده و خوشا به حال ما که هر قدر هم کوچک، اما کاری کرده ایم بابت دلشادی این مرز پر گوهر، لبخندی از جنس رضا و خواستن را میهمان گوشه ی چهره ی ایرانی کنیم.
امروز که یک رویا با همه ی سختی هایش حقیقتی است در دست های ما، باید سپاس گذار بود بر آستان آسمانی خداوند که اجازه نداد برابر ملت بزرگ ایران سرافکنده باشیم. امروز باید قدردان همه ی ستاره های دیروز والیبال ایران باشیم که دست در دست هم، شدند پشتوانه ی بزرگ تیم ایران و همه ی مردمی که با پیروزی بلند قامتان سرزمین مان اشک شوق ریختند و در سالن پیر اما حالا پر خاطره و پر از اتفاق خواستنی برای همه ی این آب و خاک، همان سالن دوازده هزارنفری، “ایران و ایرانی” را فریاد کردند. همه ی آن چهره ها و نام های آشنایی که هنرشان سال هاست پیشکش مردم می شود و همان ها شدند حامی و همراه والیبال و از صمیم قلب بهترین ها را برای تیم کشورمان آرزو کردند. همان هنرمندانی که باید دست آن ها را به گرمی بفشارم و از همه شان بخواهم تا باز هم بلند قامتان این کشور را دریابند و کنار والیبال باشند. امروز والیبال ایران را جهان می شناسد اما درست امروز همان روزی است که باید به همه ی مردم ایران بگویم:
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
امروز همان روزی است که دیده می شویم. همان روزی که پیروزی های والیبال دیگر به فرد وابسته نیست و هرکس سرمربی باشد به خود می بالد که به سرزمین تاریخ و فرهنگ و هنر آمده است.
اما این دیده شدن مدیون و مرهون همه ی آن هاست که رسانه را همراه والیبال کردند. همه ی آن ها که سرما و گرما نشناختند، روز و شب برایشان معنا نداشت و کنار والیبال ماندند تا این رشته ی حالا پرافتخار به خوبی دیده شود.
همه ی اهل رسانه، همه ی خبرنگاران باشرفی که بی چشم داشتی کنار بالا بلندان ایران بودند و هستند. همه ی آن ها که می خواهند نام ایران و ایرانی مانا بماند. اهالی رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و مجله های ورزشی، وب سایت ها و خبرگزاری ها. همه ی خبرنگاران کاربلد ایرانی که به آن ها از زبان خواجه ی شیراز می گویم:
چه لطف بود که ناگاه رشحه ی قلمت
حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت
نگویم از من بی‌دل به سهو کردی یاد
که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت
در پایان هم دوباره می گویم که مردم ایران! به احترام شما خواهیم ایستاد؛ مبارزه می کنیم تا بهترین باشیم.
سپاس از مهر بی پایان تان.

محمدرضا داورزني
خدمتگزار مردم ایران در فدراسيون واليبال

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Copiing not allowed