واکنش مرد ناشنوا , وقتی همسرش می‌گوید که به زودی پدر می‌شود

دنیای من پر از سکوت بود و زبانم ناتوان! دنیای پرهیاهوی آدم ها برای من عجیب بود و دنیای آرام و بی صدای من برای آنها عجیب تر! من هیچ وقت آدم ها را برای شنیدن ناشنیدنی ها مواخذه نکردم و خودم را با دنیای ناشناخته آنها آشنا کردم …
اگر دنیا برای شنیدن صدای ضعیف من گوش شنوایی ندارد، من باید راه شنیدن حرف های دنیا را یاد بگیرم. در دنیای ساکت من صدای قهقهه کودک ۹ ماهه ای که خود را در آغوش پدر انداخته بی معناست و من صدای شیون زنی را که در عزای عزیزش فریاد می کشد نمی شناسم اما چشم هایم دنیای ناشناخته آواها را برایم آشناترمی کند و من می توانم همچون تو از دیدن قهقهه کودکان شاد شوم و همراه با ناله های سوخته حنجره داغ دیدگان اشک بریزم.
من دنیای شما را زیباتر از آنچه که تصورش را بکنید لمس کرده ام و بیشتر از آنچه فکرش را بکنید در دنیای اصوات ناشناخته سیر کرده ام.
من صدای علف های باران خورده اردیبهشت را خوب می شنوم و آواز صدف های به خواب رفته در کنار ساحل را خوب می شناسم. در دنیای شفاف من صدای رقص گل های آفتابگردان به گوش می رسد و نغمه ماهی قرمز تنگ بیداد می کند.
آری من آوای خوش زندگی را بهتر از شما می شناسم و با صدای نسیم به زندگی سلا م می دهم و برای چتر طلا یی خورشید که هر صبح در سقف خانه ام پهن می شود سرود عشق می خوانم.
مرجان حاجی حسنی

واکنش مرد ناشنوا , وقتی همسرش می‌گوید که به زودی پدر می‌شود

واکنش مرد ناشنوا , وقتی همسرش می‌گوید که به زودی پدر می‌شوددنیای من پر از سکوت بود و زبانم ناتوان! دنیای پرهیاهوی آدم ها برای من عجیب بود و دنیای آرام و بی صدای من برای آنها عجیب تر! من هیچ وقت آدم ها را برای شنیدن ناشنیدنی ها مواخذه نکردم و خودم را با دنیای ناشناخته آنها آشنا کردم … اگر دنیا برای شنیدن صدای ضعیف من گوش شنوایی ندارد، من باید راه شنیدن حرف های دنیا را یاد بگیرم. در دنیای ساکت من صدای قهقهه کودک ۹ ماهه ای که خود را در آغوش پدر انداخته بی معناست و من صدای شیون زنی را که در عزای عزیزش فریاد می کشد نمی شناسم اما چشم هایم دنیای ناشناخته آواها را برایم آشناترمی کند و من می توانم همچون تو از دیدن قهقهه کودکان شاد شوم و همراه با ناله های سوخته حنجره داغ دیدگان اشک بریزم. من دنیای شما را زیباتر از آنچه که تصورش را بکنید لمس کرده ام و بیشتر از آنچه فکرش را بکنید در دنیای اصوات ناشناخته سیر کرده ام. من صدای علف های باران خورده اردیبهشت را خوب می شنوم و آواز صدف های به خواب رفته در کنار ساحل را خوب می شناسم. در دنیای شفاف من صدای رقص گل های آفتابگردان به گوش می رسد و نغمه ماهی قرمز تنگ بیداد می کند. آری من آوای خوش زندگی را بهتر از شما می شناسم و با صدای نسیم به زندگی سلا م می دهم و برای چتر طلا یی خورشید که هر صبح در سقف خانه ام پهن می شود سرود عشق می خوانم.مرجان حاجی حسنیویدیو: bit.ly/1NV1XnZمطالب #توانا را بدون فیلتر در تلگرام دنبال کنید:https://telegram.me/Tavaana_TavaanaTech

Posted by ‎Tavaana: E-Learning Institute for Iranian Civil Society توانا: آموزشکده جامعه مدنی ایران‎ on Freitag, 15. Januar 2016

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *