روز تعطیلی مادر

معمولا صبحها من زودتر از همه خونه رو به سمت کار ترک میکنم.
البته تغذیه و صبحانه رو آماده میکنم و شیپور بیداری رو میزنم و میرم.
امروز تعطیلم و با آرامش و بدون عجله و شتاب، بچه ها رو بیدار کردم که برای رفتن به مدرسه آماده بشن.
پسرم تا متوجه شد که من خونه هستم، یهو دور از جونش فلج شد.
نه جورابی پیدا میکرد
نه زیرشلواری
نه کلاهی
دخترم دنبال جوراب مشکی میگشت! اما همشون بلند بودند و یه جفت کوتاهش رو میخواست و از من خواست تا براش پیدا کنم، ولی فکر کنم تو سقف دنبالشون میگشت چون درست جلوی پاش بود و نمیدیدشون!
پسرم تا که یادش افتاد مامان خونه است، یادش رفت چطور بند کفش میبندند…
مامان نمیدونم چرا این همش گیر میکنه؛ کمکم میکنی بند کفشامو ببندی؟
فهمیدم که بچم دلش برای دستهای مامانش تنگ شده!
برای اینکه مامان بیاد و با مهربونی کمکش کنه و راهی مدرسه اش کنه!
دخترم پنجاه بار پرسید:
مامان ساعت چنده؟
مامان میشه آبم رو پرکنی
مامان درب مربا باز نمیشه
مامان کمکم میکنی زیپ چکمه هامو بکشم بالا
مامان
مامان مامان…..
حالا موندم و دچار شک و تردید شدم که اینا هر روز بدون من چطور حاضر میشن و میرن مدرسه!!!
تصمیم گرفتم در تولدی دیگر مامان خونه بشم و شش تا بچه بدنیا بیارم و از صبح تا شب هی بشورم و بسابم و بپزم و بچه بزرگ کنم در ضمن یه شوهر پولدار و بداخلاق هم داشته باشم که وقتی میاد خونه هر شش تا بچه از هیبت باباشون ساکت و دست به سینه ردیفی از بزرگ به کوچک به باباشون سلام بدن و بشینن دور سفره تا مامان خونه با دلبری غذا رو بکشه. آقای بداخلاق و دوستداستنی هم دستی به سبیلش بکشه و نگاه معنی داری به من بندازه و قند تو دلش آب بشه به اینهمه هنر و کدبانویی و به خانمش فخر بکنه 😁
اون قدیما خانمها تمام فکر و ذکرشون رسیدگی به خونه و همسر و بچه بود و زود هم صاحب نوه و عروس و داماد میشدند و از چهل و خرده ایی دیگه از کار خونه هم بازنشسته میشدند. عروس و دختر و نوه ها کارهای خونه رو به عهده میگرفتند.
اما امروز همه چی بین زن و شوهر تقسیم شده اما منو یاد زندگی مورچه ایی میندازه!
از صبح تا شب هی کار میکنیم و میخریم ولی بازم کم میاریم! بعضی وقتها آرزو میکنم کاش بجای بیست و چهار ساعت سی ساعت داشتیم تا کمی بیشتر به زندگیمون میرسیدیم .
مهناز رضایی 

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *