مسافرت به وین قسمت دوم

مسافرت به وین قسمت اول

 

 

روز هجدهم سفر – وين ( اتريش) – بخش دوم – شهر قديمي
روز دوم اقامتمون تو وين عزم و جزم كرديم كه ديگه كل رينگ مركزي يا همون شهر قديمي رو يكجا بازديد كنيم و خوشبختانه چون هتلمون نزديك رينگ مركزي بود پياده راه افتاديم. رینگ وین خیابانی است که منطقه یک این شهر را از دیگر مناطق جدا می کند. وین قدیم همین منطقه یک بوده و جایی که امروز رینگ وین قرار دارد باروی اطراف شهر بوده است. با گسترش شهر، بارو تخریب می شود و خیابان کنونی جای آن را می گیرد. اشراف ساختمان های گران قیمتی در دو طرف این خیابان می سازند و به تدریج به یکی از باشکوه‌ترین خیابان‌های اروپا تبدیل می شود. بیشتر آن ساختمان ها حالا به هتل های گران قیمت تبدیل شده اند.
اولش گفتيم يه چرخي با تراموا دور حلقه مركزي بزنيم تا يه ديد كلي از منطقه دستمون بياد اما متاسفانه جهت برعكس رفتيم و از رينگ خارج شديم. خيابونها و ساختمونها تو وين نظم خاصي دارن. بيشتر خيابونهاي مسكوني كه ما ديديم همه ساختمونهاش يكدست بودند. فرضاً همه آپارتمانها سه طبقه يا چهار طبقه بودند، حتي نماي ظاهريشون هم مشابه بود.
جهت اشتباه تراموا ما رو به مناطق مسكوني شهر برد. اين شد كه رفت و برگشتمون يه 20 دقيقه‌اي طول كشيد. بعدش با كمك نقشه در جهت نزديكترين بناي تاريخي كه کلیسای تاریخی کیزرگرافت نام داشت رفتيم.

 

http://s3.picofile.com/file/7499124729/011.jpg
انصافا كليساي بزرگ و قشنگي بود كه مثل همه كليساهاي اروپايي پر از مجسمه و نقش و نگار بود.

 

http://s1.picofile.com/file/7499125264/014.jpg
با ادامه دادن مسير به پشت ساختمون پارلمان رسيديم كه ساختمونهاي زيبايي اونجا بودند. يكيش همين ساختمون Rathaus يا همون شهرداري بود.

 

http://s3.picofile.com/file/7499125799/025.jpg
البته بعدا فهميديم، تموم شهرت و زيبايي ساختمون تو بناي جلوي پارلمانه كه خوشبختانه در بازديد عصرگاهيمون، اونو هم از دست نداديم.
بعدش راهي ميدون موزه شديم.

 

http://s3.picofile.com/file/7499127197/055.jpg

 

چهار طرفش 4 ساختمون موزه بود و از قرار با پرداخت حدود 28 يورو مي‌شد هر چهار موزه رو يكجا ديد. يه محوطه بزرگ سرسبز داشت كه كمي اونجا استراحت كرديم.

 

http://s1.picofile.com/file/7499126020/041.jpg
اما راستش نه وقت ديدن موزه رو داشتيم و نه ديگه حسش بود چرا كه ديدن موزه‌هاي لوور و واتيكان توقعمونو خيلي بالا برده بود.

 

http://s3.picofile.com/file/7499126234/043.jpg
اين شد كه بيشتر محوطه اطراف رو برانداز كرده و به ديدن تصاويري كه از چشمي‌هاي كانتينترهاي زرد رنگ كنار موزه (يه چيزي شبيه شهر فرنگ درست كرده بودند!)، اشياء داخل رو نشون مي داد بسنده كرديم.

 

http://s1.picofile.com/file/7499126983/054.jpg
توي اين دريچه ها نگاه مي كردي و تمام اشياي داخل موزه رو با يه فيلم و موسيقي نشون ميدادند!
http://s1.picofile.com/file/7499128381/061.jpg
روي ساختمون موزه پر از مجسمه هاي زيبا بود، وقتي بيشتر دقت كرديم متوجه شديم كه هركدومون يه زوج معروف رو نشون ميدن، مثلا زوح داخل عكس زير فاوست و هلن هستند!

http://s3.picofile.com/file/7499127418/057.jpg
اروس و سايكي

 

http://s1.picofile.com/file/7499127739/058.jpg
از اونجا با چند قدم پياده‌روي راهي مجموعه کاخهای هافبرگ Hofburg شديم كه به واقع علاوه بر بناي زيبا، محوطه بسيار سرسبز و مفرحي داشت.
http://s3.picofile.com/file/7499128602/066.jpg
قصری که ساختنش 700 سال طول کشیده و هرگز به پایان نرسیده است. در حال حاضر موزه های “مردم شناسی”، “آلات موسیقی”، “اشیاء یافته شده در افسوس ترکیه” و موزه‌ی “اسلحه” در آن قرار دارند. موزه “جواهرات” وین هم همانجاست. از آنجاییکه هاپسبورگ‌ها بر کشورهای مختلفی حکمرانی می کرده اند، مجموعه ی کاملی از جواهرات اروپا را می شود در این موزه دید.  هرچند به جهت تعمييرات مثل خيلي ديگر از اماكن ديدني وين، با روكش هايي پوشيده شده بود و گرفتن عكس هاي زيبا رو دشوار كرده بود. اما وسط ميدون مجسمه‌هاي زيبايي بود كه مورد استقبال توريست‌ها واقع مي شد.
http://s3.picofile.com/file/7499127953/059.jpg
درست در همين زمان يكدفعه صداي موسيقي و مارش نظامي اومد و بعدش گروهي نظامي با يونيفورم‌هاي خوشرنگ و بسيار منظم وارد ميدون شدند و شروع به اجراي مارش نظامي يا سرود ملي كردند و توجه توريست ها رو به خودشون جلب كردند.
http://s3.picofile.com/file/7499129565/080.jpg
آبخوري كنار خيابون

http://s1.picofile.com/file/7499129137/073.jpg
از اونجا به بعد در حاليكه ديگه ظهر شده بود و كم كم داشتيم خسته مي شديم مسير مونو ادادمه داديم.

http://s1.picofile.com/file/7499129244/074.jpg
و پس از موزه سي سي، به كوچه مقابل رفتيم.

http://s1.picofile.com/file/7499130321/093.jpg

 

براي اينكه دستخالي وين رو ترك نكرده باشيم در مغازه‌هاي محدود اطراف دنبال خريد يادگاري شهر افتاديم تا ويترين خونمون از يادگاري اين كشور محروم نمونه و اين شد كه نهايتا با بازاريابي گرم 2 خانوم فروشنده پير، يك بشقاب كوچك با نقش سي سي و البته آرم وين خريديم.


http://s1.picofile.com/file/7499130963/094.jpg

 

اين سي سي هم كه عكسشو همه جا در وين مي بينيد براي خودش ماجراهايي داشته. ملكه اليزابت اتريش و مجارستان (1838 تا 1898) كه ظاهراً در زمان خودش زن بسيار زيبايي بوده. زيبايي طبيعي البته چون در اون زمان اصلا رسم نبوده كه آرايش كنند.

 

File:Erzsebet kiralyne photo 1867.jpg
با قد 172 سانت و وزن 50 كيلو و دور كمر 50 سانت! اينا رو همشو تو ويكي پديا نوشته بودا! و خيلي هم اهل سفر بوده. و در اون زمان به تناسب اندامش خيلي اهميت ميداده حتي توي قصر براي خودش سالن بدنسازي و سونا و … داشته!

 

File:Winterhalter Elisabeth.jpg
موهاش به قدري بلند و پرپشت بوده كه هميشه از سنگيني موهاش شكايت مي‌كرده! اونها رو چندلا مي بافته و  رسيدن به موها و اندامش روزانه ساعتها وقتشو مي‌گرفته! اون گل سرهاي ستاره اي كه روي موهاش هست، از الماس بوده و خيلي معروفند، تو وين و هرجا ميرفتي ميديديشون.
اين خانم اينقدر به زيبايي اهميت ميداده كه از سن 32 سالگي به بعد ديگه اجازه نميده عكسشو بكشن يا ازش عكس بگيرن تا هميشه همينطور جوون تو اذهان بمونه. الانم تو اينترنت سرچ كنين تمام عكسهاش مربوط به دوره جوونيشه. تنها يكي دو تا عكس از زمان پيريش هست.
البته خيلي هم اهل ادبيات و يادگيري زبان‌هاي مختلف و شعر و … بوده. خلاصه شخصيت قابل بررسي‌اي داشته به طوري كه بارها از زندگيش فيلم و كتاب و … درآوردن. اما اين خانم زيبا با اين همه كمالات زندگي در عين حال دردناكي داشته. 4 تا بچه داشته. بچه اولش در سن دوسالگي مرده بوده و تنها پسرش در سن سي سالگي خودكشي مي‌كنه! خودش هم در سن 60 سالگي توسط يه آنارشيست و با ضربه چاقو به قتل مي‌رسه.
خيلي به زندگينامه اين ملكه‌ها علاقمند شدم. جالبه كه تو هر كشوري كه رفتيم و از هر ملكه اي كه خوشمون ميومد تو اينترنت سرچ مي‌كرديم متوجه مي‌شديم چقدر بدبخت بوده! درحالي كه ما هميشه فكر مي‌كنيم اگه مثل ملكه‌ها زندگي كنيم خوشبختيم و اين برامون يه مثال شده. چون پادشاهها كه درگير مسايل مختلف حكومتي و سياسي هستند و طبعاً خيلي بهشون خوش نمي‌گذره ولي آدم هميشه فكر مي‌كنه اون ملكه‌ها و شاهزاده‌هاي دور و بر چه كيفي مي‌كردن و چه زندگي خوب و راحتي داشتند ولي وقتي تو عمق زندگيشون ميري مي‌بيني كه واقعاً خيلي بدبخت و تنها بودن.
در ادامه پلكان معروف آلبرتينا در موزه آلبرتينا را بالارفتيم.

 

 

http://s3.picofile.com/file/7499131612/101.jpg

 

 

http://s3.picofile.com/file/7499132147/109.jpg
و از اونجا هم به خيابون بسيار زيباي كارنتنر (Karntner) وارد شديم. چپ و راست پرشده بود از فروشگاههايي با اجناس ماركدار و رستورانها و كافه هاي خيابوني.

 

http://s3.picofile.com/file/7499133010/110.jpg
با ادامه دادن مسير و در حاليكه مزاحمت چند بچه موجب شده بود تا مردي كه با رنگ كردن خودش به صورت مجسمه تكدي كنه، عصباني بشه رو با دقت تماشا كرديم و بعدش به سراغ کلیساي وين يا سنت استفان كه بیشترین بازدید کننده را در مرکز شهر داره رفتيم.

 

http://s1.picofile.com/file/7499135264/139.jpg

 

 

http://s3.picofile.com/file/7499133652/120.jpg
بنایی بلند و نتراشیده که البته هنوز مورد استفاده قرار میگیرد و برج بلندی دارد که بايد 3.5 یورو بدي و از 300 پله اش نفس زنون بالا بری.

 

http://s3.picofile.com/file/7499133973/124.jpg
راستش اولش خيلي سخته به خصوص اينكه دوار و تنگ شبيه پله هاي عالي قاپو هستند و تعداد زيادش و مواجهه با ساير توريست‌ها كه دارن پايين ميان آدمو گيج ميكنه. اما وقتي بالا مي‌رسي ديگه همه چيو فراموش مي كني و از پنجره هاي 4 طرفش ميتوني كل شهر وين رو از بالا تماشا كني.

 

http://s3.picofile.com/file/7499134301/130.jpg
بعد از كمي تفرج در بالاي برج قصد پايين اومدن كرديم كه البته اونم خودش حكايتي داره. مي گن در سرداب اين ساختمون گورههاي دستجمعي مردمي كه چندصد سال قبل در شيوع طاعون مردن و همونجا دفن شدن اما ما راستش حسشو نداشتيم كه اونجا هم بريم. يه كم هم ترسيديم كه يه ميكروب ازون موقع زنده مونده باشه و عدل نصيب ما بشه، حالا بيا و درستش كن!

 

http://s3.picofile.com/file/7499134943/133.jpg
عصر پس از اونكه يه‌خورده ناپرهيزي كرده و سيب زميني سرخ كرده در مك دونالد خورديم. جالبه وقتي كه تو مك دونالد بوديم يه دختر چادري ديديم! آدم فكرشو هم نمي تونه بكنه كه تو اون محيط يكي چادر سرش كنه! خيلي جالب بود.

 

http://s3.picofile.com/file/7499129993/085.jpg
يكم انرژي گرفته و اينبار با مترو راهي ساختمونهاي سازمان ملل شديم. مقر سازمان ملل در وین، در سال ۱۹۷۹ ساخته شده و از نظر اهمیت، سومین رتبه را در جهان دارد. سازمان ملل در بخشی از وین واقع شده که به آن Donauinse  یا  Danube Island گفته می شود. چونكه وسط جزيره اي بين دوشاخه رود قرار داره.
این مجموعه که از مرکز شهر يكم فاصله دارد، سازمان ها و دفاتر متعددی را در بر می گیرد. به عنوان مثال سازمان توسعه صنعتی يا همون يونيدو، سازمان انرژی اتمی، و… در این مجموعه قرار دارند. ساختمان سازمان ملل متعلق به اتریش است و سازمان ملل متحد آن را از اتریش اجاره کرده، البته به بهایی سمبلیک: یک یورو در سال! خلاصه وقتي اونجا رسيديم خواستيم بدون اعتنا وارد دروازه ورودي بشيم اما نگهبان جلمونو گرفت و گفت بازديد فقط تا ساعت 2 ظهر و اونم با ليدر تور امكان پذيره!

 

http://s3.picofile.com/file/7499135806/145.jpg
اين يادبود قربانيان مواد مخدره.

 

http://s1.picofile.com/file/7499135478/144.jpg

 

در ادامه به سراغ پارك شهر رفتيم كه نزديك همونجا بود و محوطش نسبتا بزرگ بود. اما برخلاف تصور چرخ و فلكش خيلي كوچيكتر از انتظارمون بود.

 

http://s3.picofile.com/file/7499136234/153.jpg
يكم بازي هاي هيجان آور شبيه ساير شهر بازي ها هم داشت و البته نكته جالب دستگاههايي بود كه نيم يورو مي انداختي و بعدش با فشار دادن شاسي سعي مي كردي سكه هاي داخل رو مال خود كني. يه يارو داشت به سبك مشابه بعضي دوستان! با مشت و لگد دستگاه را وادار مي كرد تا تعداد بيشتري سكه بندازه كه به نظر معامله پرسودي ميومد!
حوالي غروب راستش خسته تر از اون بوديم كه ناي راه رفتن داشته باشيم. اين شد كه ترجيح داديم با تراموا يه گشتي تو شهر بزنيم اما ساعتي بعد جلوي باغ زيبايي كه تراموا ايستاد پياده شديم. اينجا يادبود موزارت بود. موتزارت ده سال آخر عمر کوتاهش (37 سال) را در وین گذرانده است و در وین هم در گذشته. اما آرامگاه او دقیقا معلوم نیست.

 

http://s1.picofile.com/file/7499136555/159.jpg
موزه ی هنرهای زیبا را که به آثار باروک و رنسانس اختصاص دارد هم همونجاست. در این موزه کارهای روبنس، تینتورتو، وان دایک، تی سین و… را می شود دید.

 

http://s1.picofile.com/file/7499136983/160.jpg
باغ پروانه ها كه ما دير رسيديم و بسته بود ولي بيرونش هم محيط زيبايي داشت. توي اون سوله شيشه‌اي پروانه‌ها آزادانه پرواز مي‌كردند!

 

http://s1.picofile.com/file/7499137204/162.jpg
دوباره سوار تراموا شديم و به گردش ادامه داديم كه رسيديم به ساختمون پارلمان و سريع پياده شديم و غروب آفتاب رو اونجا بوديم و كلي عكس گرفتيم.

 

http://s1.picofile.com/file/7499137739/173.jpg
اينم تراموا خط رينگ وين

 

http://s1.picofile.com/file/7499137953/188.jpg

بعدش نوبت ساختمون اپرا بود كه چشم انداز زيبايي داشت.

 


http://s1.picofile.com/file/7499138381/194.jpg

بگذريم از اينكه تو منطقه رينگ چندين زن و مرد محترمانه مراجعه مي كردند و در خواست فروش بليط اپرا رو داشتند. جلوي ساختمون اپرا هم چادرهاي بزرگ سيرك زده شده بود كه به تبعش جمعيت زيادي تو اونجا در رفت و اومد بودند. اولش به سرمون زد كه اگه بشه شبمونو با سيرك به پايان ببريم. اما بعد چون ديديم تا 10.30 شب طول ميكشه و ما هنوز ساكمونو براي مقصدنهايي نبستيم قيدشو زديم و با دقايقي گشت و گذار به هتل برگشتيم.


http://s3.picofile.com/file/7499138167/191.jpg

شب كه آخرين شب اقامتمون تو اروپا بود با آخرين گشت و گذارها در لابي هتل و وداع با سفري بياد ماندني همراه شد. در لابي هتل با اينترنت آخرين سرچ هامونو انجام داديم و البته نيم نگاهي هم به رفتار ساير مسافرها داشتيم.
قبرستان مرکزی وین Zentralfriedhof هم یکی دیگر از مکان های دیدنی وین است که ما فرصت نکردیم برویم… مقبره ی بتهوون، شوبرت، برامس، کارل کراوس و… اونجاست.  از ديگر جاهايي كه فرصت نشد ببينيم کاخ “شون برون” Schönbrunn است. “شون برون” قصر ییلاقی هاپسبورگ‌ها در اطراف وین بوده که با گسترش وین بخشی از شهر شده است. این قصر ۱۴۰۰ اتاق دارد که ۴۰ اتاق آن برای بازدید عموم در نظر گرفته شده است.
روزنوزدهم سفر – وين ( اتريش) – بخش سوم – در مسير بازگشت

 

صبح يكم زودتر از خواب بيدار شديم و براي صبحانه پايين رفتيم. براي صبحانه نفري 4.5 يورو پرداختيم. راستش صبحونه اش بد نبود ولي متاسفانه تخم مرغ سرو نمي شد و بايد با كره و مربا و پنير و مخلفات، سر و ته قضيه رو هم مياورديم!
Photos of Meininger Hotel Wien Downtown Franz, Vienna
نهايتاً قبل از ساعت 9 از هتل خارج شديم و از اونجاييكه براي رفتن به فرودگاه 2 راه وجود داشت كه اوليش اتوبوس با پرداخت 7 يورو و دومي ترن سريع السير مستقيم با نام (City Airport Train) CAT بود، راه دوم كه مطمئن تر و راحتتر بود رو انتخاب كرده و راهي شديم.
 
فرودگاه وين فرودگاه بسيار بزرگ و مدرني به حساب مي ياد كه نظم خاصي هم داره. با عبور از گيت بازرسي عملاً مهر بر ويزاي شينگنمون خورد و از خاك اتحاديه اروپا خارج شديم.

 

منبع: http://malish.blogfa.com/cat-13.aspx

شما ممکن است این را هم بپسندید

7 پاسخ‌ها

  1. دوستان فقط چند توضیح رو لازم میدونم که بدم , چادر سیرکی که دوستان نوشتن در مقابل ساختمون شهرداری RATHAUS هست و نه در مقابل ساختمون اپرا! عمارت دیگری هم که عکسشو گذاشته بودن به عنوان ساختمون اپرا ، یکی از تاتر های معروف وین به اسم BURGTHEATER هست!

    نکته دوم ، عکس چرخ وفلکی رو که در شهر بازی گذاشتن، به نظر من، با چرخ و فلک بزرگ و معروف وین که اون هم در همون شهر بازی هست و اسمش RIESENRAD هست، عوضی گرفتن!
    بخاطر همون هم تعجب کردن که چرخ و فلک بخصوصی هم نبوده!
    من حتما هم عکس ساختمون اپرا رو که عظمتی هست در نوع خودش و هم عکسی از RIESENRAD چرخ و فلک معروف وین براتون میزارم!

    پارک شهر وین هم در منطقه ۱ وین و در همان خیابان معروف رینگ قرار دارد و پارکی که ایشون به اون اشاره فرمودن به عنوان پارک شهر ، محل تفریحات وینی هاست و به حساب شهر بازی وین، به اسم PRATER میباشد، که در منطقه ۲ وین واقع شده است !
    ساختمان سازمان ملل هم دردر قسمتی از وین به اسم DONAUSTADT و یا شهردانوب واقع شده و در جزیره دانوب و به عبارتی DONAUINSEL نیست بلکه در کنار ان جزیره !

  2. این عکسی از ساختمان اپرا در وین:

    اینم عکسی از RIESENRAD ، چرخ وفلک بزرگ و معروف، در وین، که در شهر بازی این شهر به نام PRATER واقع شده است:

    riesenrad

  3. سلام
    ممنون ازلطف شما و به خصوص اصلاح اشتباهاتمون.
    به هر حال ما 2 شب بیشتر تو وین اقامت نداشتیم و طبیعتا نمیشه انتظار داشت همه چیز شهر رو دو 2 روز کشف کنیم.
    با اجازه سایت شما روهم لینک کردیم و خوشحال می شیم بتونیم به هر نحو ممکن در خدمت همه هموطنای عزیزمون باشیم.
    با آرزوی موفقیت

  4. علی و شیمای عزیز، خیلی ممنونم که به ما افتخار دادین، باور کنین که من دیگه جرات نمیکنم که بیام تو وبلاگ شما، چونکه هر وقت سری به شما ها میزنم، نوشته هاتون اینقدر برام جالب هستن که ۲ ساعتی اونجا مشغول میشم!

    هر کی بخواد به یکی از شهر هایی که شما دربارشون نوشتین بره، اگه مطالب شما رو نخونه، واقعا ضرر بزرگی کرده، من حتی شهر هایی رو هم که ۲-۳ بار رفتم، از حالا هر وقت بخوام دوباره برم، مطمئن باشین که ۲-.۳ بار، قبل از رفتن ، میرم و مطالب شما رو در باره اون شهر میخونم!
    خیلی خیلی زحمات کشیدن، دستتون درد نکنه، واقعا که کارتون حرف نداره، من از خدا میخوام که شما رو بیشتر بفرسته مسافرت تا مام etelaat مون در باره شهر ها بیشتر شه!
    به همه عزیزانی که علاقمند به مسافرت هستن، وبلاگ شما رو شدیدا توصیه میکنم، کتاب و راهنما و همه چیزای دیگه رو باید فراموش کنن و فقط نوشته های شما رو بخونن! 🙂

  5. saman گفت:

    ali bood, khili estefade kardm

  6. ملیحه گفت:

    خیلی جالب بود.لذت بردم.

  7. Parastoo گفت:

    مردمم زندگی میکنن ماهم!!!
    خدا شانس بده,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Copiing not allowed